السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

17

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

رهگذرى ايستاد و فرمود : انّا للَّه و انّا اليه راجعون و اشگ از ديدگان حضرت سرازير شد ، از علّت اين حال سؤال شد فرمود : اينك جبرئيل است كه مرا خبر ميدهد از زمينى كه در كنار شطّ فرات واقع شده و كربلايش گويند كه فرزند من حسين پسر فاطمه ، در آن سرزمين كشته مىشود ، عرض شد : يا رسول اللَّه كه او را ميكشد ؟ فرمود : مردى بنام يزيد خدايش لعنت كند و گوئى جايى را كه حسين در آن جان ميدهد و محلّى كه در آن دفن مىشود مىبينم ، سپس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم با حالتى اندوهناك از اين سفر بازگشت و بر منبر شد و مردم را پند داد حسن و حسين نيز در مقابل آن حضرت بودند چون از خطبه خواندن فارغ شد دست راست‌اش بر سر حسن عليه السّلام نهاد و دست چپ بر سر حسين عليه السّلام و سر بسوى آسمان برداشت و عرض كرد : پروردگارا همانا محمّد بندهء تو و پيغمبر تو است ، و اين دو پاك‌ترين فرد خاندان من و برگزيدهء فرزندان من و خانوادهء